تبليغاتX
یک مشت حرف تلخ
شعر

جریان گرفت با تو همه شاعرانه ها

گل کرده ای میان غم عاشقا نه ها

تا کشف چشم های تو راهی نمانده است

اما رسیده است به پایان نشانه ها

پرواز کن که صید دل من نمی شوی

پایان رسیده دوره ی این دام و دانه ها

حالا که عشق بار بزرگی ست ، عاقبت ـ

سنگین شده است روی تمامی شانه ها

این راه سخت بی تو به آخر نمی رسد

وقتی که جا گذاشتی ام در میانه ها

من فکر می کنم به تو و باز می خورد ـ

بر روی پیـکـر غزلـم تازیـانه ها

حالا دوباره " خود کشی و کشف یک جسد "

در لابه لای خط به خط این ترانه ها

من تیتر می شوم سر هر خط بخوانی ام

در صفحه ی حوادث این روز نامه ها ...

* با پوزش :اشکال قافیه تو بیت آخر آگاهانه بوده.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:13  توسط مرضیه فرمانی | 

از من نپرس اینکه چرا درد می کشم ؟

وقتـی که از نبود شما درد می کشم

یکباره تو به شعر من الهام می شوی

وقتی که زیر وزن و هجا درد می کشم

آه...،ای غزل،غزل،غزل نا تمام من

باید ببینی اینکه تو را درد می کشم!!!

باران سکوت و جاده و چشمان قهوه ایت

از یاد بود خاطـره ها درد می کشم

اینقدر هی نگاه نکن، چشمت آتش است

از شعله ، شعله اش به خدا درد می کشم

آنقـدر گرمم از نفسـت، باورم نشد

تو رفته ای و من همه جا درد می کشم

صد شعـر در دلم متولد شده است تاـ

زل می زنم به چشم تو، تا ـ درد می کشم ـ

من یک کویـر خشکم و باران ندیده ام

از اعتصـاب آب و هوا درد می کشـم !

بایـد تلنـگـری بزنـی تا ببـارمت

چونکه همیشه جای شما درد می کشـم...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:9  توسط مرضیه فرمانی | 

گفتی که پر بکش ، برو از آسمان من

باشـد ، قبـول ، کفتر نا مهربان من

هر بار گفته ام که: تو را دوست دارمت

پر می شود از آتش عشقت دهان من

این جمله که برای بیانش به چشم تو

افتـاده است باز به لکنـت زبان من

آنقدر عاشقـم که تو عاشـق نبوده ای

دیگر رسیـده کارد ته استـخوان من

نه ، شاهنامه نیست که تو پهلوان شوی

این یک تراژدی ست ـ غم داستان من ـ

یک شب بیا و ضامن من باش لا ا قل !

وقتی دخیـل بستـه به تو آهوان من

دل بکن و به شهـر دل من بیا عزیز

زخـم زبان مردم چشـمت به جان من

باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم

آخر رسیـده است به پایـان زمان من

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:6  توسط مرضیه فرمانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مرضیه فرمانی ــ 14 / 6 / 1368

متولد بوشهر

ساکن رشت

دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات عرب سمنان

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
شهریور 1385
پیوندها
سید مهدی موسوی
محمد جواد فرمانی
علی رستگار نیا ***
نیما فرقه
جواد منفرد
علیرضا بدیع
آرش علیزاده
آرش واقع طلب
محمد فرخ طلب
زضا نیکوکار
غزل تو
فاطمه اختصاری
اسماعیل مهرانفر
کانون وبلاگ ادبی پرشین بلاگ
اتاق 203
رضا عابدین زاده
امیر اکبر زاده
طاهره کوپالی
صدیقه حسینی
علی وارث
مونا زنده دل
شهرام میرزایی
حمید سهرابی
وحید نجفی
مریم حقیقت
سید علی شفیعی
مجتبی تقوی زاد
علیرضا عاشوری
مهدیه پی سپار
فاطمه حق وردیان
محمد مبلغ الاسلام
تازه های ادبی
پیام سیستانی
زهره جعفرزاده
علی اکبر رشیدی
وب نوشته های فاطمه ترابی
مهدی معارف
لیلا اکرمی
سینا حشمدار
عباس شریعتی
سید مسعو حسینی
محمد حسینی مقدم
احسان مهدیان
حمیده محمدرضاپور
سیده زهرا بصارتی
مهدی موسوی(ترانه ما)
یکدیگری (ستار جانعلی پور ، علیرضا عباسی)
امیر حسین شایگان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان