![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
... و عشق آه ببین دوره اش سر آمده است !
... (بدون شرح)
این نقطه چین ها جای حرف هایی آمد که خلاصه ی چشم های تو شد تا بیت
بیت در تو غرق شوم !
تو که هیچ وقت نمی فهمی !!!
و اما شعر :
دنیا شروع می شود از پشت هیچ چیز
از بین های غمزده ی شعر روی میز
می بافدم دوباره از این نقطه های کور
پشت غم لزج تر یک بوسه ی غلیظ
در دست های کوچک تو غرق می شوم
در دست های کوچک تو ماهی ام که لیز -
هی می خورد به تخت / خوابم نمی برد
پشت چراغ قرمز این چشم های هیز
دارم شروع مضحک یک عشق می شوم
تعبیرهای فلسفی مسخره :LOVE IS
..................................................
جیغ عمیق پنجره( باران به شیشه خورد)
حالا عوض شده ست فضای غزل ، تو نیز ...
دنیا تمام می شود از هیچ چیز هاش
مثل سقوط شاعر این شعر پشت میز
یک عمر عشق و خاطره های نداشته
و دست های خونی و یک نصفه تیغ تیز!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 14:20 توسط مرضیه فرمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مرضیه فرمانی ــ 14 / 6 / 1368
متولد بوشهر ساکن رشت دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات عرب سمنان |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|